تاریخ انتشار: ۲۶ فرو ۱۳۹۵

دکتر نعمت احمدی حقوقدان برجسته و فعال سیاسی اصلاح طلب است که در مود مهم ترین رویداد های سیاسی روز با او به گفتگو نشتیم. این فعال سیاسی که متولد زرند کرمان است، نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی را در انتخابات های مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان هفتم اسفند بسیار پررنگ می داند و معتقد است مجموعه اتفاقاتی که از سال ۸۴ به این طرف برای آیت الله افتاده است او را به یک مرجع سیاسی در نزد مردم بدل کرده است. احمدی اگرچه ریاست مجلس را حق اخلاقی و سیاسی عارف می داند اما در مورد ریاست مجلس ایده‌ی جدیدی را طرح می‌کند که در جای خود قابل بررسی است

به گزارش “گذارنیوز” به نقل از دو هفته نامه توتم ، دکتر نعمت احمدی حقوقدان برجسته و فعال سیاسی اصلاح طلب است که در مود مهم ترین رویداد های سیاسی روز با او به گفتگو نشتیم. این فعال سیاسی که متولد زرند کرمان است، نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی را در انتخابات های مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان هفتم اسفند بسیار پررنگ می داند و معتقد است مجموعه اتفاقاتی که از سال ۸۴ به این طرف برای آیت الله افتاده است او را به یک مرجع سیاسی در نزد مردم بدل کرده است. احمدی اگرچه ریاست مجلس را حق اخلاقی و سیاسی عارف می داند اما در مورد ریاست مجلس ایده‌ی جدیدی را طرح می‌کند که در جای خود قابل بررسی است.

به عنوان اولین سوال به نظر می‌رسد پس از پیروزی نسبی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس، دولت و به صورت خاص رئیس جمهور اعتماد به نفس بیشتری در برخورد با مخالفین پیدا کرده است. به عنوان مثال اگر پیش از این گهگاه و تنها در بعضی سخنرانی ‌ها پاسخ منتقدین و مخالفین داده می‌شد بعد از انتخابات هفتم اسفند رئیس جمهور بارها ایشان را به صورت مستقیم مورد خطاب قرار داده است. تحلیل شما در این مورد چیست؟
راستش من با پیشفرض شما که می‌گویید رئیس جمهور جسور تر شده است زیاد موافق نیستم. به دلیل شناختی که من از شخص رئیس جمهور و اطرافیان ایشان دارم می‌توانم بگویم دولت از ابتدا روش مشخصی را برای مواجهه با مخالفین اتخاذ کرده بود. باید دقت شود آقای روحانی پیش از آنکه به عنوان رئیس جمهور کشور انتخاب شود در جایی نهاد‌هایی که هم‌زمان رسانه و پول دارند را مورد خطاب قرار داده بود. با این وجود می‌توانیم با اطمینان بگوییم دولت پس از اعلام نتایج انتخابات هفتم اسفند پشتگرمی بیشتری احساس کرده است. این انتخابات نشان داد عزم و اراده ای درون مردم به وجود آمده است تا با تمام واقعیت هایی که وجود دارد، بتوانند از درون همین صندوق های رای مطالبات خود را فریاد بزنند و بتوانند مجلسی با ترکیب سیاسی مورد پسند خود را ایجاد کنند. سابقه ندارد در یک انتخبات بیش از ۸۰ درصد از نمایندگان فعلی مجلس تغییر کند. حتی در کشور هایی که احزاب ترکیب پارلمان را تغییر می‌دهند نیز اینچنین تغییر بزرگی اتفاق نمی‌افتد. در این انتخابات مردم به هشتاد درصد نمایندگان فعلی مجلس که اتفاقا از سوی شورای نگهبان نیز تایید صلاحیت شده بودند نه گفتند. برای مثال در تهران آقای احمد توکلی که یک اصولگرای منتقد بود و روزی در قامت یک کاندیدای ریاست جمهوری توانست در مقابل آقای هاشمی و گفتمان اقتصادی ایشان هفت میلیون رای بیاورد، جای خود را در مجلس به یک فرد ناشناخته‌ می‌دهد، تنها به این دلیل که آن فرد توانسته در لیست اعلامی از سوی اصلاح طلبان حضور داشته باشد. یا فردی مانند آقای حداد عادل یک دوره رئیس مجلس بودند ولی در مورد ایشان هم همین اتفاق افتاد. در این انتخابات یک هماهنگی ملی در بین مردم بروز پیدا کرد که طبیعتا آقای روحانی از این عزم ملی که خروجی ای نزدیک به گفتمان دولت داشته است خوشنود و راضی است.
از دیگر اتفاقات هفتم اسفند تغییر ترکیب مجلس خبرگان رهبری بود. برای توضیح اتفاقی که تغیر منجر به تغییر ترکیب این مجلس شد چند دلیل بیان می‌شود . پیام تصویری رئیس دولت اصلاحات و تاکید ایشان بر رای به هر دو فهرست، امیدی که طی دو سال گذشته به جامعه تزریق شده است و نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی در این انتخابات از جمله‌ی دلایل مطرح شده است. نظر شما در این رابطه چیست؟
من قصد ندارم که نقش آقای خاتمی را در این انتخابات کم رنگ یا بی‌رنگ کنم، ولی اگر ما نگاه واقع‌بینانه داشته باشیم می‌بینیم آقای هاشمی علاوه بر سبد رای اصلاح طلبان از اردوگاه اصولگرایان نیز رای زیادی داشته‌اند. از سوی دیگر در لیستی که از طرف ایشان معرفی شد هم چهره ‌های اصوگرا وجود داشت، هم چهره‌های اصلاح طلب و هم چهره های مستقل. لذا جایگاه آقای هاشمی فراتر از هر شخص،‌گروه و جریان دیگر است. برای آقای هاشمی از انتخابات سال ۸۴ که اعلام کرد آن انتخابات مهندسی شده است و شکایت به خدا می‌برم، تا سال ۸۸ و آن خطبه‌ی نماز جمعه تاریخی و بعد از آن تا سال ۹۲ و سپس ۹۴ روز به روز محدویت‌های بیشتری اعمال شده است. برای مثال محرومیت از تریبون نماز جمعه، اجبار ایشان به کناره‌گیری از انتخابات ریاست مجلس خبرگان و واگذاری آن به مرحوم آیت الله مهدوی کنی و پس از آن پذیرفتن شکست از آیت آلله یزدی، رد صلاحیت ناباورانه ایشان در سال ۹۲ در حالی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بودند، از جمله موارد ایجاد محدودیت برای ایشان است. باید توجه کرد که فقهای شورای نگهبان در مجمع تشخیص مصلحت عضو هستند و عملا آقای هاشمی رئیس ایشان محسوب می‌شد و در سال ۹۲ مرئوس رئیس را رد صلاحیت کرد. این اعمال فشار‌ها از نگاه دقیق مردم پنهان نماند و آقای هاشمی عملا با برخورد های حذفی که با ایشان و بعدها با خانواده‌ی ایشان صورت گرفت در ذهن مردم برجسته شد و توانست افکار عمومی جامعه را ببرد و در این انتخابات دیدیم که به راحتی مردم از او تبعیت کردند. من باور دارم آیت الله هاشمی رفسنجانی یک نوع مرجعیت در بین مردم پیدا کرده‌ است که اثرات آن را در انتخابات ۹۲ دیدیم. به باور من در صورت حضور آیت‌الله هاشمی در انتخابات ۹۲، آقای روحانی در خوشبینانه ‌ترین حالت بین ۳ تا ۵ درصد رای به دست می‌آوردند، اما دیدیم که او با حمایت آقای هاشمی حائز اکثریت آرا شدند. در این انتخابات هم ویژگی مرجع سیاسی شدن آیت الله هاشمی خودش را به شکل دیگری نشان داد. لیست مجلسین مورد حمایت آقای هاشمی بود. مردم در تهران اسم کسانی را در تعرفه ها نوشتند که حتی اسم آن‌ها را هم نمی‌شناختند و هنوز هم مردم نام آن‌ها را به خاطر نسپرده‌اند. به عنوان جمع بندی باید بگویم من مرجعیت آقای هاشمی و شیوخیت ایشان و همچنین ارشادات و راهنمایی های او را موثرترین عامل تاثیرگذار در انتخابات ۷ اسفند می‌دانم. مضافا بر اینکه رئیس دولت اصلاحات نیز از جایگاه ویژه ای نزد مردم برخوردار است و مردم به پاکی،‌ زلالی، صداقت، درستی و سلامت را در سیما و چهره‌ی آقای خاتمی می‌بینند. ایشان یک عنصر پاک و نابی است که مردم نیز به جایگاه ایشان واقف اند. به باور من در این انتخابات حماسه ای شکل گرفت. حماسه ای که مردمی که متفرق بودند را به یک ملت تبدیل کرد و این ملت توانست خواست‌ و اراده‌ی خود را تا حدی محقق کند.
طبیعی است که به گفته‌ی شما بعد از حماسه ای که توسط مردم خلق شد،‌ آنها هم انتظاراتی از مجموعه‌ی اصلاح طلبان و اعتدال‌گرایان داشته باشند. به نظر شما نمایندگان انتخاب شده در هر دو مجلس برای برآورده شدن این انتظارات باید چه مسیری را پیش روی خود قرار دهند و چه خواسته‌هایی را در اولویت قرار دهند. در صورت عدم موفقیت نمایندگان در پاسخگویی به انتظارات مردم اصولگرایان در سال ۹۶ به صورت متحد ظاهر می‌شوند و هم‌اکنون زمزمه هایی از همراهی آن‌ها با احمدی‌نژاد برای استفاده از پایگاه رای او نیز از درون این جریان سیاسی شنیده می‌شود.
من شکاف و انشقاق را در جریان اصولگرایی آن‌قدر عمیق و جدی می‌بینم که با استفاده از نسخه‌های بدلی نظیر احمدی نژاد نیز درمان نخواهد شد و از این بابت خوفی ندارم. من جایگاه فعلی احمدی نژاد را در حدی نمی‌دانم که بتوانم در سال ۹۶ مقابل روحانی قد علم کند. به جز احمدی نژاد نیز گزینه‌‌ی جدی دیگری در جریان اصولگرایی وجود ندارد که بخواهد رقیب آقای روحانی باشد. از طرفی احمدی نژادی که ۱۱ روز به خاطر اختلاف نظر با مقام معظم رهبری خانه نشینی اختیار کرده بود کسی نیست که بتواند مورد اجماع اصولگرایان باشد. لذا ما نباید زیاد نگران انتخابات ۹۶ باشیم،‌ بلکه باید نگران اتفاقاتی باشیم که ممکن است آسیب‌های جبران ناپذیری را به کشور تحمیل کند. برای مثال رفتار های بعضا تحریک کننده ای که توسط برخی صورت می‌گیرد و می‌تواند امنیت ملی ما را به مخاطره بیندازد. نگرانی جدی من این است، وگرنه وضعیت شخص احمدی‌نژاد از روی میزان رایی که اعضای جبهه پایداری در انتخابات هفتم اسفند در کل کشور به دست آوردند کاملا قابل مشخص است.
این روزها بحث ریاست مجلس بسیار داغ است. یک طیف که به دولت نزدیک تر است آقای لاریجانی را گزینه‌ی مناسب خود برای ریاست مجلس می‌دانند. دلیل ایشان هم این است که ایشان قدرت چانه زنی بالاتری دارد و راحت تر می‌تواند با بزرگان نظام گفتگو کند. اما گروهی از اصلاح طلبان نیز به دلیل رای بالای دکتر عارف در تهران و همچنین از خود گذشتگی ایشان در جریان انتخابات سال ۹۲ انتظار دارند که محمدرضا عارف را در قامت ریاست مجلس ببینند. به نظر شما مطلوب ترین شکل این ماجرا برای شرایط فعلی کشور چیست؟
اخلاق سیاسی می‌گوید که ما باید به اعداد و ارقام ریاضی احترام بگذاریم. واقعیت این است که اعداد و ارقام ریاضی از ترکیب مجلس آینده حکایت از برتری آقای عارف دارد. اما نباید از این نکته غافل بشویم که مجلس دهم یک مجلس کاملا بحث برانگیز خواهد بود. هشتاد درصد از نمایندگان مجلس فاقد سابقه‌ی نمایندگی هستند و بهارستان را نمیشناسند. من به عنوان فردی که در تهران به عارف رای دادم و اخلاق سیاسی و منطق سیاسی هم حکم می‌کند آقای عارف رئیس مجلس باشد، اما به نظرم بهتر است در سال اول مجلس دهم آقای عارف ریاست را خیلی صمیمانه به آقای لاریجانی بسپارد. مدیریت یک مجلس نوپا نیازمند تجربه است و باید قبول کنیم در حال حاضر تجربه و توان لاریجانی در این امر بسیار بیشتر از عارف است. البته نباید از تاثیرگذاری چهره های مستقل که هنوز نمی دانیم به سمت کدام جریان روی خوش نشان خواهند داد غافل باشیم. به هر حال ایده من این است که در سال اول که سال تشکیل کمیسیون ها و سال مشخص شدن ترکیب واقعی مجلس است ریاست مجلس به عهده آقای لاریجانی باشد ولی از آنجا که حق عارف است که رئیس مجلس باشد از سال دوم به بعد فعالیت خود را در قامت ریاست مجلس آغاز کند.

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس