تاریخ انتشار: ۱۲ مرد ۱۳۹۵

[ad_1] حمیدرضا عسگری در سرمقاله امروز روزنامه آفرینش نوشت: زوایای مختلف کودتا در ترکیه پس از گذشت دو هفته همچنان درحال تفسیر شدن است. چرا که این اتفاق در بعد داخلی و خارجی تاثیرات و تغییرات فراوانی را به دنبال داشته است. شاید کمتر کسی فکر می کرد آن زمان که بسیاری از مردم منطقه […]

[ad_1]

حمیدرضا عسگری در سرمقاله امروز روزنامه آفرینش نوشت: زوایای مختلف کودتا در ترکیه پس از گذشت دو هفته همچنان درحال تفسیر شدن است. چرا که این اتفاق در بعد داخلی و خارجی تاثیرات و تغییرات فراوانی را به دنبال داشته است.

شاید کمتر کسی فکر می کرد آن زمان که بسیاری از مردم منطقه از جمله برخی در ایران از کودتای نظامی علیه اردوغان خشنود بودند و شادی می کردند، نمی دانستند در پشت این قضیه چه چیزی درحال جریان است و چه اتفاقات دیگری در حال شکل گیری است.

تحولاتی که حاصل آن می توانست به نفع بحران سوریه و طرف های درگیر در آن شود. شاید کمترکسی به این موضوع توجه می کرد به محض وقوع کودتا ایران و روسیه به عنوان اولین حامیان اردوغان و حکومت ترکیه وارد عرصه شدند و مخالفت خود را با کودتاچیان مطرح ساختند.

در تفسیر این واکنش ها باید کمی به عمق تحولات سوریه سر زد، جایی که ارتش سوریه، حزب الله، مستشاران ایران و روس ها در پی آزادسازی استراتژیک ترین شهر سوریه یعنی حلب از دست تروریست ها هستند. حلب به عنوان بزرگترین استان و قلب اقتصادی سوریه از جایگاه بالایی برخوردار است. طی ماه های گذشته نیروهای ائتلاف ایران و روس بارها سعی کردند تا با پیشروی به سمت حلب مواضع تروریست ها را نابود سازند، اما هر بار با مانعی به نام ترکیه مواجه می شدند.

فشار ترکها به غرب برای جلوگیری از حملات هوایی روسها باعث شد تا آمریکا چراغ قرمز حلب را بر روی روسها روشن کند و آنها را به ترک پایگاه هوایی حمیم لاذقیه مجاب نمایند. این استراتژی ترکیه و عملکرد روسیه ، فشار و هزینه سنگینی را بر ایران و حزب الله وارد ساخت. به عبارتی حلقه ارتباط و وحدت نظامی و سیاسی آنها با روسها دچار اختلال گردید.

اما کودتای اخیر تحولاتی را در نظام داخلی ترکیه به وجود آورد که از بابت آن اولویت تحکیم قدرت برای اردوغان بیش از برکناری اسد مورد توجه قرار گرفت. از سوی دیگر واکنش های غرب و اعراب در مورد دوران پسا کودتا، اردوغان را نسبت به متحدان سابق به تردید انداخت. لذا وقتی حمایت های ایران و روسیه را از حکومت خود مشاهده نمود، این فرضیه را به وجود آورد که اتحادی نانوشته میان این سه قدرت منطقه ای و جهانی شکل گرفته است.

اگرچه چرخش ۱۸۰ درجه ای در سیاست خارجی اردوغان مسبوق به سابقه است، و مسلماً برای همیشه تعهدی به رقبای جدید و خصومتی نسبت به دوستان سابق نخواهد داشت.

اما آنچه درحال حاضر می تواند فرضیه اتحاد نانوشته را قوت بخشد، همراهی ترکیه با ایران و روسیه در بحران ترکیه می باشد. اردوغان طی ماه های گذشته مشاهده کرد که تروریست ها شرکای قابل اعتمادی نیستند. هرچند وی از هدف اصلی خود یعنی برکناری حکومت بشار اسد عقب نشینی نکرده است، اما می توان گفت که وی در همراهی ایران و روسیه برای مبارزه با تروریست و آزاد سازی حلب تغییر و نرمشی در سیاست های قبلی داده و این به نفع بحران سوریه و حامیان نظام این کشور می باشد.

امروز با تحولاتی که در دوران پسا کودتا در ترکیه رخ داده است دیگر شاهد سماجت و سختگیری های ترکیه در مقابله با نیروهای حامی سوریه نیستیم.همزمان با محاصره تروریست ها از شرق حلب و بریدن راه امداد رسانی به آنان شاهد شکل گیری جبهه جدیدی متشکل از ترکیه، ایران و روسیه هستیم. در این وضعیت بعید نیست باردیگر شاهد پرواز جنگنده های روس بر فراز آسمان حلب باشیم، چرا که دیگر بیمی از شکار آنها توسط جنگنده ها و موشک های ترکیه وجود ندارد.

[ad_2]

منبع:عصر ایران

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس