تاریخ انتشار: ۲۳ خرد ۱۳۹۴

اگر آتاترک بنیانگذار جمهوریت بود، اردوغان نیز مؤسس ترکیه نوین است. جمهوری اول مدیون آتاترک و جمهوری دوم که در ترکیه درحال تحقق است، مدیون اردوغان است. شکست اردوغان نباید خدمات او به ترکیه را به حاشیه براند. شکی در آن نیست که اردوغان مردی بزرگ است اما شاید رهایی از سنت تاریخی کشورش و […]

صادق ملکی

اگر آتاترک بنیانگذار جمهوریت بود، اردوغان نیز مؤسس ترکیه نوین است. جمهوری اول مدیون آتاترک و جمهوری دوم که در ترکیه درحال تحقق است، مدیون اردوغان است. شکست اردوغان نباید خدمات او به ترکیه را به حاشیه براند. شکی در آن نیست که اردوغان مردی بزرگ است اما شاید رهایی از سنت تاریخی کشورش و خاورمیانه برای اردوغان نیز ممکن نباشد. شاه سلیمان که شکوه عثمانی در بخش مهمی مدیون اوست به قتل فرزند خویش فرمان داد و تحول رفتاری و فکری اردوغان دموکرات به اردوغان اقتدارگرا مجددا اثبات نمود که تداوم قدرت، فساد و استبداد را به همراه خواهد داشت. اردوغانی که معمار اصلاحات بنیادی مبتنی بر دموکراسی در ترکیه بود، طی یک دهه به اردوغان اقتدارگرا تبدیل شد. ورود علنی و غیرقانونی اردوغان در روند انتخابات او را به یک مانع دموکراسی در ترکیه تبدیل نموده و این بزرگ‌ترین عامل به زیر کشیدن او از اوجی گردید که کمتر از یکسال پیش اردوغان را راهی کاخ چانکایا کرده بود. اردوغان باید از روزگار درس بگیرد. عرصه سیاست محل عبرت است اما رهبران کمتر از آن درس می‌گیرند. پیروزی کردها حاصل چیدمان سیاسی اردوغان است. اگر امروز در دیاربکر کردها جشن پیروزی گرفته و تخت قدرت اردوغان را به لرزه درآورده‌اند، بهتر از همه می‌دانند که در میدانی پیروز شدند که چیدمان آن مدیون اقدامات اردوغان است. اما این درس سیاست است که دور شدن از راستی و مردم، همه را، حتی کاریزمایی به‌نام اردوغان را نیز به زیر می‌کشد. با وجود این افول میراثدار عثمانی نباید هم در داخل و هم در خارج از مرزهای ترکیه به معنای پایان اردوغان و حزب عدالت و توسعه تلقی گردد. صحنه سیاست عرصه فراز و نشیب بوده و احزاب و در این میان مردی چون اردوغان و حزب تشکیلاتی چون حزب عدالت و توسعه اگر به درک درستی از علل سقوط آرای حزب توجه نماید می‌تواند با بازسازی دوباره قدرتمند در صحنه حاضر شود. رویکرد تعاملی حزب عدالت و توسعه به احزاب برای تشکیل دولت ائتلافی و تقابل و رد این درخواست اقدام هوشمندانه‌ای است که از فردای انتخابات حزب عدالت و توسعه روی آن مانور داده و احزاب آن را رد کرده‌اند. اردوغان در سیزده سال تغییر زیادی کرد. تداوم قدرت در دستان او، بسترساز تغییر وی از یک رهبر دموکرات به یک رهبر اقتدارگرا گردید. اردوغان در سیاست داخلی به حذف رقیبان درون و بیرون حزبی با روش های غیردموکراتیک پرداخته و با فساد گسترده در حزب و منسوبان خود برخورد نکرد. اما اردوغان با حذف یار باوفا و اخلاق مداری چون عبدا… گل از چرخه قدرت، نشان داد میان شعار و عملش فاصله وجود داشته و برای وی بیش از هر چیزی قدرت اهمیت دارد. در سیاست خارجی اردوغان از هدف پیوستن به اتحادیه اروپا و معیارهای آن دور شده و روابط با همسایگان مهم خود را از تز تنش صفر به تنش صرف رساند. اردوغان سیاست خارجی ترکیه را با تکیه بر تاریخ در مسیر عثمانگرایی قرار داد که حاصل زیاده‌خواهی‌های خارج از ظرفیت ترکیه بوده و است. سقوط مرسی در مصر، ضربه ای کاری به رؤیای اردوغان در منطقه بود. از منظری سقوط آرای حزب عدالت و توسعه، می‌تواند مقدمه تکرار دومینوی مصر در ترکیه باشد، تحولی که اردوغان پس از مرسی، از وقوع احتمالی آن هراس داشت.

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس